
اى دل خون شده! ایّام عزاى حسن ست
کز ثَرى تا به ثریّا همه بیت الحزن ست
پیرهن چاک زنم در غم آن گوهر پاک
گز غمش چاک ملک را به فلک پیرهن ست
می گفت و آن آئینه ی ایزدنمایی
آتش گرفتم سوختم ما در کجایی
قلب تمام شیعیان سوزد زداغش
سلام ما بر قبر بی شمع و چراغش
شهادت کریم آل طاها تسلیت باد
روزه بود و افطار ز آب آتشین کرد
داغ ماتم او عالمی غمین کرد
ریخت دل خون شده اندر برش
شاهد خون های دلش خواهرش
شهادت کریم آل طاها تسلیت باد
سلام، غریب تر از هر غریب!
سلام، مزار بی چراغ، تربت بی زایر، بهشت گمشده!
سلام، آتشفشان صبر، چشمان معصوم، بازوان مظلوم، زبان ستمدیده!
سلام، سینه شعله ور، جگر سوخته، پیکر تیرباران شده!
سلام، امام غریب من!

در سوگ نبی جهان سیه می پوشد
در سینه، دل از داغ حسن می جوشد
از ماتم هشتمین امام معصوم
هر شیعه ز درد، جام غم می نوشد . . .

هنگامه رنج و غم و ماتم شده امشب / گریان، زغمى دیده عالم شده امشب
پایان شب آخر ماه صفر است این / یا آنکه ز نو ماه محرّم شده امشب
از داغ جگر سوز نبى سیّد ابرار / نخل قد زهرا و على خم شده امشب . . .

کشتند امام مجتبی را / زیبا گل خیرالنسا را
ندارد زائر آن قبر خرابش / مزار در میان آفتابش

بیچاره دستی که گدای مجتبی نیست / یا آن سری که خاک پای مجتبی نیست
بر گریه ی زهرا قسم مدیون زهراست / چشمی که گریان عزای مجتبی نیست
شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت

